تصویر ثابت

آسمان آبی قلب من
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
آسمان آبی قلب من
دوشنبه 91 مرداد 9 :: 12:28 صبح ::  نویسنده : مریم

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.


خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم...


خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است


خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟


خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!


خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم


خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.


خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده


ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه: خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟




موضوع مطلب :
جمعه 91 مرداد 6 :: 1:51 عصر ::  نویسنده : مریم

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود
 
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
 
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 
 
 
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
 
و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!
 
چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند
 
مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 تیر 18 :: 10:6 عصر ::  نویسنده : مریم

پیش از اینها فکر میکردم خدا

خانه ای دارد کنار ابر ها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از از تاج او

هر ستاره پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او آسمان

نقش  روی دامن او  کهکشان

رعد و برق شب طنین خنده اش

سیل و طوفان نعره ی توفنده اش

دکمه ی پیراهن او آفتاب

برق تیر و خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست

هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر  بود

از خدا  در ذهنم این تصویربود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان دور از زمین

بود ،اما میان ما نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت

... هر چه میپرسیدم از خود از خدا

از زمین از اسمان از ابر ها

زود  می گفتند این کار خداست

پرس و جو از کار او کاری خطاست

هر چه می پرسی جوابش آتش است

آب اگر خوردی جوابش آتش است

تا ببندی چشم کورت می کند

تا شدی نزدیک دورت میکند

کج گشودی دست ،سنگت می کند

کج نهادی پا ی  لنگت می کند

تا خطا کردی عذابت می دهد

در میان آتش آبت می کند

با همین قصه دلم مشغول بود

خوابهایم خواب  دیو و غول  بود

خواب می دیدم که غرق آتشم

در دهان شعله های سرکشم

در دهان اژدهایی خشمگین

بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم بی صدا

در طنین خنده ی خشم خدا ...

نیت من در نماز ودر دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم همه از ترس بود

مثل از بر کردن یک درس بود ..

مثل تمرین  حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ مثل خنده ای بی حوصله

سخت مثل حل صد ها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود

مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادیم به قصد یک سفر

در میان راه در یک روستا

خانه ای دیدیم خوب و آشنا

زود  پرسیدم پدر اینجا کجاست

گفت اینجا خانه ی خوب خداست

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند

گوشه ای ختوت نمازی ساده خواند

با وضویی دست ورویی تازه کرد

گفتمش پس آن خدای خشمگین

خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟

گفت :آری خانه ی او بی ریاست

فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است

مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی

نام  او نور و نشانش روشنی

خشم نامی از نشانی های اوست

حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی شیرینتر است

مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست معنی می دهد

قهر هم با دوست معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود قهر نیست

قهری او هم نشان دوستی ست

تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیکتر

از رگ گردن به من نزدیکتر

آن خدای پیش از این را باد برد

نام او راهم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود

چون حبابی نقش روی آب بود

می توانم بعد از این با این خدا

دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد

سفره ی دل را برایش باز کرد

می توان در بارهی گل حرف زد

صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چکه چکه  مثل باران  راز گفت

با دو قطره صد هزاران  راز گفت

می توان  با او صمیمی حرف زد

مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند

با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علف ها حرف زد

با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان در باره ی هر چیز گفت

می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا

تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیک تر

از رگ گردن به من نزدیک تر

قیصر امین پور




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 اردیبهشت 24 :: 5:17 عصر ::  نویسنده : مریم

شهرهای باستانی تنها نمادی از فرهنگ و تاریخ نیستند، آنها بسیار زیبا نیز می‌باشند. برای گردشگران جالب هستند و بسیار ارزشمند برای ساکنانشان. شهرهای قدیمی‌جهان هنوز هم اسرار فراوانی دارند. تصور کنید که اگر سنگ ها صحبت می‌کردند، چه داستان ها برای شما تعریف می‌کردند. اینها قدیمی‌ترین شهرهای زیبای جهان هستند.

 1) دمشق ، سوریه
دمشق پایتخت سوریه است. این شهر جادویی قدمتی از دوران باستان دارد و قدیمی‌ترین شهر در جهان با سکونت مداوم شناخته شده است. اعتقاد بر این است که بشر برای اولین بار از 12000 سال پیش در منطقه ساکن بوده و این شهر شاهد بسیاری از وقایع تاریخی بوده است. دمشق شهری با گنجینه های غنی فرهنگی در روی زمین است.

 2) Plovdiv ، بلغارستان
این شهر باستانی در بلغارستان، نیز یکی از شهرهای زیبای جهان است. این شهر 6000 سال پیش تاسیس شده است و دارای معماری شگفت انگیز در بسیاری از بناهای تاریخی خود است.

 3) بیروت، لبنان
اگرچه بیروت تجربه های غم انگیزی را در سال های اخیر تجربه کرده، اما یکی از لذت بخش ترین شهرهای جهان است. تاسیس بین کوه و دریا، رنگارنگ و دارای چند فرهنگ، گردشگران را از سراسر جهان دعوت به کشف جاذبه های خود می‌کند. اگر چه سوابق نشان می‌دهد این شهر 5000 سال پیش ساخته شده است اما برخی دانشمندان ادعا می‌کنند که در حدود 20000 سال پیش ایجاد شده، که به این معنا است که این قدیمی‌ترین شهر در جهان است!

 4) بیت المقدس (اورشلیم)، فلسطین
یکی از مکان هایی که در سراسر جهان به عنوان مهمترین شهر برای مسحیت دارای اهمیت زیادی است. بیت المقدس علاوه بر زیبایی هایی که دارد از نظر فرهنگی و مذهبی نیز دارای تنوع و سابقه ی زیادی است و پس از مکه و مدینه سومین شهر مهم دنیای اسلام است.  این شهر دارای 6000 سال قدمت می‌باشد.

 

 6) آتن، یونان
چگونه می‌توان آتن را در این لیست قرار نداد؟ پر از رمز و راز، فرهنگ و تاریخ، و با داستان های بسیاری که برای گفتن دارد، سال ها طول می‌کشد تا تمام آنها را یاد بگیرید. ای شهر شگفت انگیز قدمتی 3500 ساله دارد اما می‌توان آن را بیشتر از این هم در نظر گرفت. محل تولد تئاتر  دموکراسی و به طور کلی تمدن مدرن، هر کسی را به این فکر می‌اندازد که آتن را یک بار در طول زندگی ببیند.

 7) لیسبون ، پرتغال
برخی اعتقاد دارند که این شهر توسط فنیقی ها تاسیس شده است و 3200 سال سابقه دارد. امروزه لیبسون  پایتخت و بزرگ‌ترین شهر کشور پرتغال شهری مدرن و مبتنی بر اصول شهرسازی محسوب می‌شود، وسعت بسیاری داشته و حدود 3?340?000 نفر ساکن آن هستند.

 8) شیان ، چین
تمدن باستانی چینی بسیار جالب، زیبا و جذاب است. شیان 3100 سال پیش ساخته شده است ، اما چیزی که باعث شگفت انگیز شدن آن شده است ارتش تراکوتا است. این فیگورها با اندام و اندازه واقعی به عنوان پاسداران معبدی سلطنتی در چین باستان مستقر شده بودند. شیان مورد علاقه گردشگران است و محبوبیت آن با گذشت زمان در حال رشد است.

 9) رم ، ایتالیا
من مطمئن هستم که شما انتظار داشتین که رم را در این فهرست ببینید. این شهر فوق العاده، طور کامل هر دو معیار زیبایی و باستانی در آن دیده می‌شود. قدمت آن 753 سال پیش از میلاد مسیح بر می‌گردد، اما ریشه های واقعی آن به صورت یک راز باقی مانده است. ویل دورانت، یک جلد 900 صفحه‌ای از تاریخ تمدن‌اش را به رم اختصاص داده است.

 10) دهلی نو ، هند
هشتمین شهر بزرگ دنیا، که در 3000 سال پیش تاسیس شده است. تنها یک شهر پر از تاریخ و فرهنگ نیست، بلکه یک شهر پر رونق با 15 میلیون جمعیت می‌باشد.




موضوع مطلب :
چهارشنبه 91 اردیبهشت 6 :: 4:56 عصر ::  نویسنده : مریم

سکوتی که سرشار از حرفهای ناگفتنیست، که ارزش بسیاری از کلمات در نگفتن آنان است.

...که گاهی هر چقدر هم تلاش کنی برای ثابت کردن خودت مردم معمولا" آنگونه که دوست دارند تو را خواهند دید نه آنچه که خود هستی، و نه واقعیت تو را!

پس آرام گام بردار با کوله باری از رویاها و افکار و خاطراتت و در خلوت خود همانی باش که می خواهی... گاهی ثابت کردن خود برای دیگران هیچ چیز به جز خستگی به دنبال نخواهد داشت. لبخند بزن و درکنارشان آرام قدم بزن ... برای زندگی!




موضوع مطلب :

درباره وبلاگ


من مریم معروف به کاوندیش عاشق فیزیک
پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 69
  • بازدید دیروز: 137
  • کل بازدیدها: 223622



ابزار وبلاگ

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار امتیاز دهی